یکشنبه 29 آبان ماه سال 1384

به نام من درتاریکی تو
در نجابتت آن هنگام که از قیلوله ای ناب برخاسته ای
آن هنگام که مرا در ابدیت یک شعر؛
در فتح یک سکوت مداوم
ودر انتهای یک بی رنگی مطلق
به اقتدار رسانده ای
بیا به پاس آخرین تنفس های مسکوت
در جنگل آهن و وهم
رها کن این دم بی بود نا به جای
- سنگواره های زمان
سنگینی خاطره ایست در من
از شمارش دوران بلوغی ناب
و سکوتی سنگین از حماسه های تهی
اعجوبه قرن سیاه
این بی نجابتِ تلخ
سزای کدام سخاوت ناپخته بود ؟
...
.......
...........
۸۴/۸/۱۶





